قوانین بی انتها (∞)در ساخت روابط مستحکم با دیگران

 

 

هیچ چیزی در دنیا خود به خودی ایجاد نشده است و هر معلولی علتی را در بر دارد. ایجاد رابطه با افراد نیز همانند هر فرآیندی دیگری، قانون و علت های خاص خودش را می طلبد. در این مقاله می خواهم زوایای بیشتری از  این قانون بزرگ را با هم کشف کنیم. به هر چیزی در محیط اطراف خود بنگریم مجموعه ای از اتصالات و رابطه هاست که آن ها را تا کنون استوار نگه داشته است. به  پلی که میان دو کوه بنا شده است نگاه کنید، هر قطعه ای از آن با یک اتصال و رابطه ای دیگری را حفظ می کنند تا رابطه ای بزرگ تر یعنی حرکت قطار ها در جریان باشد. و در جریان حرکت این قطار نیز مجموعه ای از هزاران رابطه دیگر بر قرار است. هر مسافر این قطار به تنهایی چند صد ارتباط دیگر را ایجاد می کنند. در این سفر کسی که بیشترین ارتباطات را با دیگران ایجاد کرده است، بالا ترین احساس و حس رضایت مندی را برای خود و دیگران ایجاد می کند. ما کارشناسان فروش و فروشندگان تا چه میزان رابطه ها ی با کیفیت را برای خود ساخته ایم؟ چه کسانی را می شناسیم که حاضر هستند ما را به دیگران نیز معرفی کنند؟ چه کسانی ما را می شناسند؟

  قانونها ی بی انتها (∞)در ساخت روابط با دیگران

1- دوستانه رفتار کن ؛بقیه چیزها خود به خود ایجاد می شود

کسب اعتماد و محبوبیت ثمره ی رفتار دوستانه است. مردم دوست دارن با کسانی معامله کنن که بیشتر دوسشون دارن و به اونها اعتماد می کنن. دوستی و اعتماد پایه و اساس هر رابطه ایه. اکنون سوال من اینه ما چقدر به دوستا مون اهمیت می دیم؟ منظورم مشتری هاییه که داریم. آیا برنامه های تدوین شده ، تنظیم شده ای داری که برای آونها وقت بذاری و با آنها روابط مستحکمی را ایجاد کنی؟ من که بعید میدونم. اکثر فروشندِ ها بعد از اینکه موفق به فروش شدن کمترین ارتباط دوباره را با مشتری برقرار می کنند؛ آن هم نه برای یک گفت و گوی صمیمی دوستانه بلکه برای  فروختنی دوباره! و این یک اتفاق بد و مصیبت است. فروشنده ای که صرفا در زمان فروش دوباره یاد مشتری می اُفته  بدترین نوع از رابطه را با مشتری انتخاب کرده . بنابراین از تو میخوام همین الان و نه فردا، لیستی از اقداماتی که برای متعجب کردن مشتری می خوای  رو داشته باشی.یادم یه روز که به یکی از مشتری هام  برای جویای احوال شدن سر زده بودم و بعد از گپ و گفت کوتاه گفت: بفرمایبد در خدمتتون هستم. اون فکر می کرد برای کاری رفتم و یا قصد فروش دارم وقتی در کمال ناباوری بهش گفتم که امروز رو اختصاص دادم که بیام و از نزدیک، یه گپ و گفت دوستانه داشته باشیم،خیلی خیلی تعجب کرد و با حالتی از شوق و کمی ناراحتی گفت: « تو این دوره زمونه برادر به برادرش سر نمیزنه بابا دمت گرم به خدا…. زحمت کشیدی. باورت میشه دو سه ماهی هست نه من و نه برادرم به هم سر نزدیم؟!»

2-پنج ثانیه اول برخوردت همه چیز را تعیین می کند!

خانوم تونی رابینز معتقدِ که در  هر ارتباطی فقط پنج ثانیه فرصت داریم تا تصویری از خودمان در ذهن مخاطب القاء کنیم. نوع دست دادنمان، ظرز لباس پوشیدن، لبخندی که بر لب داریم و به طور کلی از نوک سر تا پنچه ی پایت معرف اینه که کی هستی و راه و روشت چیه؟ . هرچند اولین برداشت درست نیست اما کارکرد مغز این گونه است و کاریش هم نمیشه کرد ، تا زمانی که تصحیح بشه. فکر میکنی چه تصویری از خودت در ذهن مخاطب و مشتری ایجاد می کنی؟ آیا آن تصویر برای کسانی که به دنبال ایجاد رابطه با آن ها هستی قابل قبول هست؟ اگر غیر از این است به لیست اقداماتی که در گام قبلی آماده کردی نگاهی بنداز و ببین چه کارهایی باید بکنی؟ چه کتاب هایی باید بخونی؟ تا در اولین نگاه بهترین تصویر رو از خودت در ذهن مشتری حک کنی. برو گام بعدی شاید بهت کمک کنه.

3- ارتباط چشمی درست رو برقرار کن تا گویای این باشه عزت نفست بالاس.

ارتباط چشمی برقرار کن. این نشانگر اینه که برای طرف مقابل احترام قائلی و به حرف های اون اهمیت میدی. آیا برقراری ارتباط چشمی درست برای تو آسان است؟ چه کارهایی برای اینکه بتونی نگاه چشمی درستی رو با طرف مقابل انجام بدی داشته ای؟

4- هیچ چیزی در دنیا بدون ریسک کردن به دست نمی آید برای ساخت رابطه هایت ریسک کن.

جرأت به خرج بده و برای برقراری رابطه ریسک کن چرا که بدون ریسک هیچ چیز نصیبت نمی شود. مغز کروکودیلی تو  هزاران سال است  که عادت کرده تا تو را در دایره امنت قرار دهد و این میراث زمان غار نشینی است. لطفا از غار ترس هایت بیرون بیا و برای برقرای رابطه با مشتری هر کاری را انجام بده. از مشتری های قبلی بخواه تا تو را معرفی کند، زنگ بزن و قرار ملاقاتی را آماده کن، دائما با افرادی بگرد که نفوذ بالایی در رابطه ها دارن. خلاصه هر کاری بکن الا نشستن و ترسیدن از این که اگر پیشنهادم را مطرح کنم چی میشه؟ چطور این رابطه رو بر قرار کنم؟

5-  هدفت در درجه اول ایجاد رابطه باشه نه برآورده شدن منافعی که به دنبال اون هستی.

هر چه کمتر  و کمتر روی انگیزه اصلی ات برای ملاقات با طرف مقابل تمرکز کنی، احتمال بیشتری داره که رابطه موفقیت آمیزی با او برقرار کنی. تو مثل آدم هایی نباش که وقتی کاری یا خواسته ای دارن سراغ کسی را میگیرن. رابطه و ایجاد رابطه مقدسه و باید برای آن وقت خالی کرد نه این که هر وقت، وقت خالی داشتی برای کسی وقت بزاری. مشتری که جای خود دارد، چون مشتری ریئس تو هست و هزینه ماشینت، اجاره دفتر یا خونه ات رو  اون داره میده اگر نتونی برای اون وقت بذاری اونم تو حساب بانکیت پولی نمیذاره!

6- توجه کن تا توجه ببینی

اون چه یه رابطه رو پا برجا نگه میداره توجه هست. توجه به دنبال خودش ارزش گذاری و اعتماد رو به دنبال میاره و یه رابطه رو قوام و دوام میده. همون طور که توی گام قبلی گفتم باید وقتت رو برای کسی که میخوای با اون ارتباط بگیری خالی کنی، باید توجه کنی تا بدونی اون کیه؟ دردش چیه؟ چه نگرانی و دغدغه هایی داره؟

بهترین راه برای این که به این شناخت برسی، پرسیدن سواله. این سوال پرسیدن ِ که باعث میشه شخصی که با اون ملاقات می کنی رو بهتر بشناسی؟ آیا لیستی از قبل آماده کردی که با پرسیدن اون ها بتونی به این شناخت و توجه برسی؟

7- هر چه زودتر نقطه مشترکی با طرف مقابلت پیدا کن

هر چه زودتر بتونی نقطه مشترکی با طرف مقابلت پیدا کنی ، زودتر موانعِ سد راهت رو برای برقرای ارتباط از بین می بری. نقطه مشترک هر چیزی می تونه باش تا شما رو به هم پیوند بده. پیدا کردن نقطه مشترک سخت است ولی اگر بیشتر روش کار کنی یه زمینه مشترک همیشگی برای شروع صحبت داری. به صمیمی ترین دوستان و ارتباطاتی که تا کنون ساخته ای دقت کن. چه نقاط مشترکی با هم دارید؟ آیا زبان مشترک بوده؟ یا نه تعلق خاطر به یک مکان خاصی؟ با اطمینان می گویم که  شالوده ی همه ی آن ها ویژگی مشترکی بوده. آیا حاضری به اندازه کافی وقت بزاری تا نقطه مشترک بین خودت و طرفی که میخواهی با اون رابطه  برقرار کنی کشف کنی؟

8- نفعی برای آن ها داشته باش تا به نفعی برسی.

برای ساختن رابطه ی محکم، باید هر دو طرف به نفعی برسن. تو مثل خیلی از آدم هایی نباش که حاضر نیستند ابتدا ببخشند تا بعد به دست بیارن. سعدی شیرازی به زیبایی این موضوع رو بیان می کنن« تو نیکی میکنُ در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز» بدون چشم داشتی ببخش تا طرف مقابل هم به تو ببخش. اگر به دنبال مشتریان بیشتری هستی ابتدا به مشتری های فعلی ات مشتری هایی را برای توسعه کسب و کارشون معرفی کن تا اون ها به تو و برای تو مشتری بیارن.

ارتباطات با دیگران آنقدر پیچیده  است و شاهراه های زیادی دارد  که  می توان از آن هزاران کتاب نوشت و هزاران قانون را بیان کرد. این مقاله دائما به روز رسانی خواهد شد و هر سری چند قانون به آن اضافه خواهد شد تا به کار گیری آن بتوانید بهترین و بیشترین ارتباطات را با دیگران داشته باشید. آرزوی من برای همراهان همیشگی سایت بیشتر از یک فروش این است که بیشترین ارتباط و بیشترین فروش ها را در کارنامه خودشون ثبت کنند. پیروز و برقرار باشید.

 

پاسخی بگذارید

بستن منو
×
×

سبد خرید