چطور جلسه ارایه و ملاقات با مشتری را پیش ببریم؟

چطور جلسه ارایه و ملاقات با مشتری را پیش ببریم؟

 

 

خیلی ها از جلو جمع ایستادن و صحبت با دیگران می ترسند. ترس را با نبود آمادگی اشتباه نگیر. در اکثر اوقات این عدم تسلط تو هست که باعث می شود احساس ترس را به خودت بگیری، در حالی که ترس یک حالت ذهنی کنش پذیر است و می تواند به راحتی با حالت مثبت دیگری جایگزین شود. در زیر به دلایلی که موجب می شود، فروشنده قدرت مدیریت جلسه ملاقات را از دست بدهد و آشفته شده و بترسد ارائه می شود.

http://www.bishtarazyekforoosh.com/wp-admin/post.php?post=112&action=edit

نداشتن آمادگی
اگر برای ارائه ی مطالبت آمادگی لازم را نداشته باشی، حسی از دلواپسی و ترس از اینکه « مچت را بگیرند» و بفهمند که آماده نیستی بر وجودت چنگ می اندازد.گاهی اوقات موضوع بر می گردد به نداشتن اطلاعات کافی درباره ی مطلبی که ارائه می دهی.اما گاهی موضوع عمیق تر از این است .نگرانی ناشی از عدم درک موضوعی که داری درموردش صحبت می کنی و همچنین ترس از این که مخاطب سوالی بپرسد و جواب آن را ندانی. اول باید بر موضوعی که داری ارائه می کنی کاملا مسلط باشی و آن را درک کنی.بله درک کنی نه آن که آن را حفظ کنی! دوم اینکه باید فهرستی از سوال هایی که مشتری ممکن است بپرسد را لیست کنی و با تسلط بر آنها به جلسه ملاقات با مشتری بروی.

2- عدم داشتن تصویر ذهنی  خوب از خود.

اگر فکر کنی که چندان زیبا نیستی، یا بگویی در جلسه امروز رنگ و رویت خوب نیست، حق با توست! اگر به خودت بگویی عالی هستی و روز به روز بهتر هم می شوی، بازهم حق با توست. انتخاب با خودت است و خودت درباره ی خودت قضاوت کن. درسایه قضاوت های دیگران قرار نگیر. هر چند  بعد ها  می فهمی که ، اصلا افراد به تو  فکر نمی کردند یا اینکه تو را قضاوت نمی کنند و در اکثر مواقع  این برداشت ذهنی توست.

3- ارزش قائل نشدن برای خود. این موضوع نیز یک برداشت ذهنی است که تو ارزش کمی برای خودت و  کاری که می کنی قائل می شوی. یک فروشنده در درجه اول باید باور قوی نسبت به منافعی که کارش برای دیگران به وجود می آورد داشته باشد. و از قرار گیری و حضور در جلو دیگران ترس و واهمی نداشته باشد.

4- عدم اعتماد به نفس.

در میان نقص های شخصیتی، مشکل عدم اعتماد به نفس از همه پیچیده تر است . نداشتن اعتماد به نفس خود ترکیبی از سه عامل ذکر شده قبل می باشد. اعتماد به نفس در گذر زمان، بر اساس نوع تفکرت و تجربه های زندگی ات، ساخته یا نابود می شوند. باز هم انتخاب با توست که ذهنت را چگونه خوراک دهی  کنی.

اکنون که با چند عامل مهم و ترس ناشی از صحبت با دیگران آگاه شدی، وقت آن است که با عناصر ارایه یک سخنرانی آشنا بشی

نکته: منظورم از سخنرانی این نیست که رو به روی جمعیت هزار نفری سخنرانی کنی. خواه رو به روی قشر زیادی در حال سخنرانی هستی یا رو به روی یک خریدار صحبت می کنی، در حال فروش به دیگران هستی. فروش خودت، ایده هایت ، محصول یا کالایی که داری. به طور کلی  باید به عناصر و ساختار های یک سخنرانی قدرتمند آگاه و آشنا باشی.

1- باور داشته باش که می توانی این کار را بکنی.

همان طور که پیش تر نیز گفتم باور به خود ،شاکله ی هر کاری  را تشکیل می دهد. و نبود باور یعنی نبود اقدام و عمل و وقتی که اقدامی صورت نگیرد انگیزه ای برای حرکت و اقدام بعدی نیز به وجود نمی آید. باید باور داشته باشی که می توانی بهترین ارائه را در حضور دیگران داشته باشی و از نشدن ها یا شنیدن  «نه» ها ی دیگران خسته نشوی.

2-آنها اول تو را می خرند. موضوع اعتبار است. اعتبار تو. آنها فقط زمانی پیام تو را می خرند، که تو را بخرند. مردم شرکت یا محصول تو را نمی خرند؛ آنها تو را می خرند. و اگر این اتفاق بیفتد محصول و کالا، ایده یا نظرت نیز خریدار خواهد داشت. در غیر این صورت نه!

3- تا زمانی که رابطه ی دوستانه ایجاد نکرده ای به سراغ اصل مطلب نرو.

ریسک  کن و با گفتن حرف خنده داری یا بیان یک داستان ،نظر آنها را به خودت جلب کن. هوشیار باش و به اطراف و آن چه در آن می گذرد توجه کن تا سوژه ای را برای جلب نظر آنها پیدا کنی و حال و هوا و شخصیت آنها را متوجه شوی.

4-مخاطب یا مخاطبانت را به زور به مشارکت وادار نکن.

طوری نگو: «سلام» که در جوابت « سلام» بی روحی تحویلت دهند و مجبور باشی بگویی: « گفتم سلام» و همگی را کفری کنی. اگر آنها بدانند که در صحبت های تو چه نفعی برای آنها هست خود به خود و مشتاقانه با تو مشارکت خواهند داشت. بیشتر مواقع این سوال ها برای مشارکت مخاطبان  از آنها می پرسم؛ دوست دارید که……… را داشته باشیدی؟ و بعد از گرفتن جواب بله  این را می گویم: آیا آماده اید با هم………………… انجام دهیم؟ تا به اون موقعیت دلخواهی که دوست دارید برسید؟

سعی که به مخاطبت نشان دهی در کجاست و قرار است بعد از انجام توصیه های تو در کجا باشد!

5-آنها را بخندان ولی لطیفه ی بی مزه تعریف نکن. لطیفه ای ک بعد از اینکه تعریفش کردی چند ثانیه بعد می فهمی که یا مخاطب ساکت است یا صدای غر غر یا خنده زورکی صرفا محض رعایت ادب شنیده می شود

6-چنان سخنرانی موثر و کار آمد،مختصر و مفید و قانع کننده و جذابی ارائه بده که شنونده تمایل پیدا کند به آن گوش کند. منظورم آن نوع از سخنرانی است که به خوبی تمرین کرده باشی وفردی حرفه ای در مهارت های صحبت کردن آن را ارائه میدهد.

7- از ابزار ها برای جذاب شدن صحبت هایت و جلب نظر مخاطبان استفاده کن.

تا می توانی مخاطب را از توضیح خشک و بی روح یا ارایه متن های بی روح، به سمت بصری و تصویر سوق دهی. مغز از دیدن رنگ ها و تصویر مختلف خوشش می آید و از یکنواختی و سکون گریزان هست.

پاسخی بگذارید

بستن منو
×
×

سبد خرید